آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
77
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
صورت گرفته ، بىاندازه وسيع شده است . چندين هيئت علمى ، كه به آن صفحات رفتهاند ، آثار بسيارى اعم از دينى و غيردينى بدست آوردهاند ، كه بلغات مختلفه نگارش يافتهاند و تا زمان كشف آنها دانشمندان را از بسيارى از آن لغات آگاهى ناقصى بود و نسبت ببعضى هم به كلى بىاطلاع بودند . « 1 » قطعاتى ، كه اين هيئتها كشف كردهاند ، جزء آثار ادبى بوداييان و مانويان و مسيحيان و بلغت سانسكريت و چينى تبتى و اويغورى و پهلوى سكايى و تخارى نوشته شده است و هر يك را متخصصين مورد دقت و تحقيق قرار دادهاند ، ولى هنوز اكثر آن چاپ و منتشر نشده است . قبل از كشفيات تركستان چين ، از زبانهاى متوسط ايران فقط دو زبان معلوم بود ، يكى پهلوى ساسانى ، كه در جنوب غربى ايران ( پارس ) متداول و زبان رسمى ساسانيان بشمار ميرفته است : ديگر زبانى ، كه در بعضى كتيبههاى پادشاهان اول ساسانى در كنار خطوط پهلوى سابق الذكر منقور است و در آغاز دانشمندان آن را لغت كلدانى پهلوى « 2 » مىناميدند ، كه چندان اسم مناسبى نبود . آندرآس « 3 » اين لغت اخير را پهلوى اشكانى ، كه زبان رسمى دربار پارت بوده ، تشخيص داد . اين هر دو
--> ( 1 ) - هيئتهاى ذيل در تركستان چين بكاوشهاى باستانشناسى پرداختهاند . از انگلستان : برياست « اشتاين » در سالهاى 1901 - 1900 و 1908 - 1906 از آلمان : برياست « گرون ودل » و « هوت » Huth در 1903 - 1902 ، تحت نظر « رفون لوكوك » در 1904 ، تحت نظر « گرون ودل » و « فون لوكوك » در 1906 - 1905 ، بسرپرستى « فون لوكوك » و « بارتوس » Barsus 1914 - 1913 . از فرانسه : تحت نظر « پليو » pelliot در سالهاى 1909 - 1906 . از روسيه : چندين هيئت علمى ، كه دوتاى آن برياست « دلدنبورگ » d'Oldenburg بود ( آخرين آنها در سنه 1915 ) . از ژاپون : از سال 1910 ببعد هم هيئتهاى متعددى از ژاپن در آنجا كار كردند . ( 2 ) - Chaldaeo - Pehlevi ( 3 ) - Andreas